قمر الملوک وزیری

قمر خانم سید حسین‌ خان (۱۲۸۴ – ۱۴ مرداد ۱۳۳۸) مشهور به قمرالملوک وزیری، خواننده آوازهای سنتی ایرانی و نیکوکار بود که در دورهٔ خود بسیار شهرت یافت. مهم‌ترین عامل موفقیت شتابنده او نیاز زمانه به نو شدن و دگرگونی بود. وی در نوع‌دوستی و بخشش زیاده روی داشت، چنان‌که اواخر عمر خود را به تنگ‌دستی گذراند.

از او با عنوان «هزاردستان آواز ایران» یاد شده و یکی از پرآوازه‌ترین خوانندگان زن در آوازهای سنتی ایران دانسته می‌شود.

قمر خانم سید حسین‌خان در ۱۲۸۴ در تاکستان به دنیا آمد. پدرش چهار ماه پیش از زادروز او درگذشت. او فقط هشت ماه نخست در کنار مادرش بود و سپس تحت سرپرستی مادربزرگش که روضه‌خوان زنانه حرم ناصرالدین‌شاه بود، قرار گرفت. در ۱۸ ماهگی، مادرش به‌دلیل ابتلا به حصبه درگذشت. قمر بعدها در رابطه با اوایل زندگی‌اش با مادربزرگش گفت: «مدیون تربیت اولیهٔ خودم هستم، چراکه همان پامنبری کردن‌ها به من جرئت خوانندگی داد.

او با دولت‌مردان رابطه‌ای محکم داشت و اگرچه اهل سیاست نبود، مراوداتش با دولت‌مردان از او هنرمندی آگاه به مسائل سیاسی پدیدآورده بود. شهرت قمر به جایی رسیده بود که او در مورد شرکت در مهمانی‌ها و جشن و سرورها خود تصمیم می‌گرفت و غالباً دعوت خانواده‌های تهی‌دست را بر پذیرش دعوت بزرگان ترجیح می‌داد و بارها جواهرات اهدایی بزرگان را پس فرستاد یا میان نیازمندان تقسیم کرد.

درگذشت

قمرالملوک وزیری در تاریخ ۱۴ مرداد ۱۳۳۸ در شمیران، بر اثر سکته مغزی درگذشت و در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد. او در بخشی از وصیت نامهٔ خود نوشته است:

«… من مرده‌ام اما خاطرهٔ حیات هنری‌ام نمرده است. وقتی که تو، این درددل‌های مرا می‌خوانی، من زیر خروارها خاک سرد و سیاه خفته‌ام. دیگر از حنجرهٔ خشکم صوتی برنمی‌خیزد و دنیایم تاریک و خاموش است اما روحم عظمتش را از دست نداده و هنرم را بنده زور و زر و خیانت نکردم. مطمئنم کسی بعد از مرگم، از من بدگویی نمی‌کند. من هیچ ثروتی ندارم، اما دل‌های یتیمانی را دارم که به خاطر مرگم از غم مالامال می‌شوند. چشم‌هایی را دارم که در فقدانم اشک می‌ریزند. همان‌هایی که با پولم پرورش یافتند، شوهر کردند، داماد شدند و به جای اینکه جایشان در مراکز فساد و زندان باشد، انسان‌های خوشبختی هستند…»

نوشتهٔ روی سنگ قبر:

تنها نه قمر بود هنرمند به عالمروح مَلَکی بود که از چشم بشر رفت
آتشی در سینه دارم جاودانیعمر من مرگی‌ست نامش زندگانی
رحمتی کن کز غمت جان می‌سپارمبیش از این من طاقت هجران ندارم

آواز مرغ سحر

پیام تسلیت

وبسایت تسلیت
#اطلاع رسانی آخرین اخبار تسلیت ، آگهی ترحیم و زمان و مکان مراسمات ختم#